
در بخش دوم و پایانی گفتوگوی دیدارنیوز با حسن کاظمیقمی سفیر پیشین جمهوریاسلامی در عراق به دلایل آمریکا برای ترور سردار سلیمانی پرداخته شده است. همچنین به آینده منطقه و اینکه تنش ها به چه سمت و سویی خواهد رفت نیز اشاره شده است. وی در این گفتگو تصریح کرد: «آمریکاییها تعبیرشان این بود که اگر پرچمدار بیافتد، خیمه جمهوری اسلامی فرو میریزد. این نیز جزء اشتباهات و برآوردهای خطای آمریکا است. نقش حاج قاسم در صحنههای منطقهای بی بدیل است، اما جمهوری اسلامی تنها یک حاج قاسم ندارد. حاج قاسم تنها یکی از شاگردان مکتب امام خمینی و تحت حمایت مقام معظم رهبری بود. شاگردهای جدید باز به صحنه میآیند و ظهور میکنند. گفتگو تنها راه علاج منطقه نیست. راه علاج، قویتر شدن و مقاومت است تا مأیوس شدن دشمن و این مسیر طولانی است. در پسا حاج قاسم فرایندی که در منطقه وجود دارد، ادامه خواهد داشت. راه شهید سلیمانی تضمین ثبات، بقاء و بالندگی و رشد و شکوفایی ما است.» در ادامه میتوانید بخش پایانی گفتگو را مطالعه کنید.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: در بخش دوم و پایانی گفتوگوی دیدارنیوز با حسن کاظمیقمی سفیر پیشین جمهوریاسلامی در عراق به دلایل آمریکا برای ترور سردار سلیمانی پرداخته شده است. همچنین به آینده منطقه و اینکه تنش ها به چه سمت و سویی خواهد رفت نیز اشاره شده است.
ببینید: گفتگوی دیدارنیوز با حسن کاظمی قمی در آپارات
در ادامه می توانید بخش پایانی این گفتوگو را بخوانید.
دیدارنیوز: دو موضوع در مورد ترور وجود دارد. اول اینکه آمریکا از ترور سردار سلیمانی چه اهدافی داشت و میخواست به کجا برسد؟ اطلاعات پرواز و حضور سردار در عراق برای ترور چگونه به دست آمریکاییها رسیده و این درز اطلاعات از سوی چه کسی بوده است؟
کاظمیقمی: در مورد ترور حاج قاسم و همراهانش به نظر من موضوعات مختلفی وجود دارد. اولاً نوع عملیات بزدلانه است. یعنی عملیات حرفهای با طراحی پیچیده نیست. فرودگاه، هلیکوپتر و پهبادها هنوز در کنترل آمریکاییها است و آن ها از این قبیل مسائل مانند رفت و آمد هواپیماها مطلع میشوند. این که کسی از حضور سردار و یارانش اطلاعاتی داده باشد، احتمالی جدی است.
دیدارنیوز: آیا این اطلاعات از ایران درز پیدا کرده است؟
کاظمیقمی: نه از ایران نبوده است. خیلی امر پیچیدهای نبوده و اولین بار نیز نبوده که حاج قاسم به آنجا میرفت. خود دولت عراق نیز اعلام کرد که رفت و آمد ایشان رسمی، قانونمند و با هماهنگی بوده است. چون امنیت فرودگاهها هنوز به دست آمریکاییها است، کشف این موضوع امر پیچیدهای نیست. اینکه آمریکاییها اقدام به ترور کردند از چند بعد قابل توجه است؛ اولاً خود این نشانگر استیصال آمریکا است. آمریکاییها تقریباً در هیچ صحنهای در عراق، یمن و سوریه غیر از اینکه تخریب کردند، موفق نشدند. راه اندازی جنگ داعش و جنگ سوریه و... یکی از اهدافی بود که آمریکا دنبال میکرد که محور مقاومتی که رژیم اشغالگر صهیونیستی و اسرائیل را نشانه گیری کرده را تخریب کنند و آن را به جنگ داخلی تبدیل کنند. این کار را شروع کردند و خسارت سنگینی هم زدند. اما آمریکا موفق نشد نظام اسد را در سوریه بردارد و نتوانست به آن شکل که خود میخواست در عراق حضور یابد. همچنین امروز مقاومت انسجام بیشتری یافته و منسجمتر شده است و روز به روز شکوفاتر میشود. آنها تلاش میکردند که جمهوری اسلامی نتواند در عراق حضور یابد. اما با یک پیوند استراتژیک خون شهدای ما و عراق در یک حادثه تروریستی، مصالح و منافع را با یکدیگر ممزوج کرد. در چند روز گذشته در عراق شاهد تظاهرات میلیونی عراقیها برای خروج نظامیان آمریکایی بودیم که یکی از آثار خون شهدا است.
آمریکا دید که در جبهههای سیاسی و رقابتهای سیاسی موفق نشد. در سوریه هم شکست خوردند و امروز هم دچار سردرگمی هستند. خارج از شأن دیپلماتیک میگویند نفت برای ما مهم نیست. این در شأن دیپلماتیک یک رئیس جمهوری که قشون نظامیاش را به منطقه آورده نیست که میگوید میخواهم نفت این کشور را ببندم. پس آمریکا در آن جبههها شکست خورده بودند و از طرف دیگر مشاهده میکنند آنچه که در واکنش مردمی دیده میشود این است که آمریکا از منطقه خارج شود. آنهایی که تا به امروز متحد آمریکا بودند، میبینند که دیگر نمیشود به آمریکا تکیه کرد. شما از بیداری اسلامی تا به امروز ببینید، از یک طرف جبهه مقاومت هر روز قویتر میشود. سیاستهای آمریکا هم شکست خورده و انتخابات ۲۰۲۰ هم وجود دارد. آنها تفکری دارند که اگر ما بخواهیم جلوی پیشرفتهای جبهه مقاومت و بیداری اسلامی را بگیریم و شکستهای خود را متوقف کنیم، راهش برداشتن میدان دار این جریان است و تصور آنها این است که حاج قاسم سکاندار این میدان است. یکی از راهها همین است که به صهیونیسم و اسرائیل بگویند که ما هستیم و به آنها قوت قلب بدهند. در بخش داخلی خود نیز بگویند که ما بزرگترین دشمن را از بین برداشتیم. تصورشان این است که اگر حاج قاسم از منطقه برداشته شد سیاستهای منطقهای ایران با شکست همراه میشود. این وهمی است که دولت آمریکا و تیمی که امروز این تصمیم را گرفت دارد و با این روندی که پیش میروند، دیگر از آمریکا در منطقه خبری نخواهد بود. این مجموعه عوامل آنها را به این جمعبندی رساند که باید علمدار میدان را از میان بردارند. یعنی دلیلی که در این مقطع انتخاب کردند این بود. آنها تلاش کردند که داعش در صحنه برنده شود، اما ما و بقیه کشورهای عضو مقاومت و مراجع و... جلوی آنها ایستادیم. بعد با بهانه این که داعش یک خطر است، ائتلاف جهانی با محوریت خودشان درست کردند و تبلیغ کردند که ما با داعش میجنگیم. آنها دروغ میگویند و بخشی از داعش را فراوری دادند و به سمت یمن، لیبی و افغانستان بردند که الان در افغانستان یکی از چالشها مسئله داعش است.
از این طرف سه ماه قبل از نابودی داعش، حاج قاسم در سخنرانی خود اعلام کرد که تا سه ماه دیگر از داعش خبری نخواهد بود و این پیشبینی شهید بود و حتی کمتر از سه ماه بود. دنیا برخلاف همه تبلیغات آمریکا دروغگویی آمریکا را خوب درک کرد. چون دنیا باور کرد مبارز حقیقی در برابر تروریسم، جمهوری اسلامی است که پرچمدار آن حاج قاسم سلیمانی بوده است و در فیلمهایی که بعد از شهادت حاج قاسم نیز نشان میدهد این را مشاهده میکنید. عجیب است این احساساتی که ملت نشان دادند و این موضوع فقط در ایران نیست، در آمریکای لاتین نیز همین را میبینیم. به مفهوم واقعی میگویم که به دلیل خدمات سردار رشید اسلام به بشریت بود. شما در آمریکای لاتین و ونزوئلا نگاه کنید، آنها میگویند که حاج قاسم فقط شهید ایرانی نبود، بلکه شهید ملتهای آزاده و عدالتخواه است. این مراسمهایی که در اقصی نقاط دنیا گرفتند و تعابیری بود که به کار بردند نشانه این موضوع بود. آمریکاییها تعبیرشان این بود که اگر پرچمدار بیافتاد، خیمه جمهوری اسلامی فرو میریزد. این نیز جزء اشتباهات و برآوردهای خطای آمریکا است.
نقش حاج قاسم در صحنههای منطقهای بی بدیل است، اما جمهوری اسلامی تنها یک حاج قاسم ندارد. حاج قاسم تنها یکی از شاگردان مکتب امام خمینی و تحت حمایت مقام معظم رهبری بود. شاگردهای جدید باز به صحنه میآیند و ظهور میکنند. ضمن اینکه این مسئله تنها مسئله جمهوری اسلامی نیست. شما ببینید که مقاومت عراق به آمریکا اولتیماتوم میدهد، یعنی اگر آمریکا به قانون مجلس احترام نگذارد، با او برخوردی خواهد شد که مجبور به فرار میشود. امروز در لبنان، فلسطین، یمن و افعانستان هم همین است. اینکه اگر حاج قاسم را شهید کنند، دست جمهوری اسلامی از منطقه کوتاه خواهد شد، جزء خطاهای محاسباتی آمریکا بود و من فکر میکنم آنچه که جمهوری اسلامی به عنوان انتقام سخت از این تجاوز و یا به تعبیر سید حسن نصرالله این عالم مجاهد که جزء ذخائر الهی است که فرمود قصاص عادلانه، نه فقط توسط ایران بلکه مقاومتهای منطقهای و آزادی خواهان خواهد بود؛ این یک موج خروشانی خواهد بود که آمریکاییها نه فقط در منطقه بلکه در اقصی نقاط جهان درگیر خواهند شد.
دیدارنیوز: به عنوان سوال آخر، در دوران پسا سردار سلیمانی فکر میکنید تنشها در منطقه بیشتر میشود یا کمتر و روابط بین ایران و آمریکا به کجا میرسد؟
کاظمیقمی: ما باید به یک نکته اساسی و کلیدی در غرب آسیا توجه کنیم. درست است که ما در منطقه رقابتها و تضاد منافع داریم و در ابعادی اختلاف نظر داریم و بسیاری به این مسئله دامن میزنند که بگویند چالشهای مذهبی داریم که البته این جای بحث دارد. به فرض، جریان وهابیت یک جریان داخلی اسلامی نیست که بگوییم با یکدیگر اختلاف داریم. اما این موارد عامل اصلی مشکلات و چالشهای منطقهای نیست. دو موضوع عامل اصلی مشکلات منطقه است. وجود رژیم اشغالگر صهیونیستی که جعلی، نامشروع و سیاسی و نژادپرست است که این ساخته استعمار برای منطقه ما به وجود آمده است. دوم دخالتهای آمریکا و مستکبرین در حمایت از این رژیم علیه ملتها و دولتها است. تا این دو مشکل حل نشود منطقه ما دچار مشکلات خواهد بود. جمهوری اسلامی و ملتهای منطقه راهی جز مقاومتر کردن خود در برابر این دو پدیده ندارند. پس این نزاع به دو عامل اصلی برمیگردد. افرادی که در داخل کشور میگویند غزه و لبنان به ما ارتباطی ندارند، اصلاً مسئله غزه و لبنان نیست. مسئله این است که وقتی این رژیم درست شد و اشغالگری علیه ملتها در منطقه میآید، ما راهی جز دفاع نداریم. تا زمانی که دشمن مأیوس نشده وضعیت همین است. زمانی که آنها مأیوس شوند ما به ثبات واقعی میرسیم.
مأیوس شدن آمریکا و صهیونیست از طریق مذاکره نخواهد بود. ما برای نشان دادن حسن نیت مذاکره کردیم. اصل موضوع هستهای بهانه بود. ما باید در رسانه ملی این را برای افکار عمومی جا بیندازیم. جمهوری اسلامی به دنبال یک سلاح اتمی نبود که آن را به یک تهدید امنیتی جهانی تبدیل کردند و این یک بهانه بود که درست کردند. جمهوری اسلامی در این مورد گفتوگو کرد و سند امضا کرد و اجرا کرد. گفتوگو تنها راه علاج منطقه نیست. راه علاج، قویتر شدن و مقاومت است تا مأیوس شدن دشمن و این مسیر طولانی است. در پسا حاج قاسم فرایندی که در منطقه وجود دارد، ادامه خواهد داشت. راه شهید سلیمانی تضمین ثبات، بقاء و بالندگی و رشد و شکوفایی ما است.
درباره نوع رابطه ایران و آمریکا که در چهارچوب مصالح ملی در حال رقم خوردن است، ما باید در برابر زیادهخواهیهای آمریکا بایستیم تا آنجایی که آمریکاییها بدانند از طریق شیوههای تحریم اقتصادی و جنگ نظامی- امنیتی موفق نخواهند بود و باید به منافع کشورها توجه کنند. نظام استکباری آمریکا به چنین منطقهای نمیرسد و آمریکاییها به جز زبان زور، زبان دیگری را نمیفهمند. این جزء ویژگیهای مستکبر است که شما اگر بخواهید به زبان نرم حقایق را برایش بگویی درک نمیکند. یکی از ویژگیهای استکبار حقناپذیر بودن آن است. در نتیجه ما باید مسیر حاج قاسم و مقاومت که پرچمدار آن مقام معظم رهبری است را دنبال کنیم. راه عزت ما همین است. این به این مفهوم نیست که با دنیا سر جنگ داریم، این تحلیل غلط است. اگر ما بخواهیم از منافع و عزت خود، کرامت انسانی و بشریت دفاع کنیم، باید قوی باشیم. تأکید رهبری بر اقتدار ملی است که یعنی مقاومسازی اقتصاد، پیشرفتهای فنی و تکنولوژی است و اینکه در بعد دفاع و امنیت، مقتدر شویم و روح انقلابی و اسلامی را به جامعه تزریق کنیم که جزء ارکان اقتدار ملی است.
رهبری در دیدار اخیر که با ارتشیها داشتند، میگویند قدرت نظامی برای تجاوز و حمله نیست بلکه برای قدرت بازدارندگی است و اگر این اقتدار نباشد، دشمن طمع خواهد کرد. در نتیجه مسیر مقاومت که علمدار آن حاج قاسم سلیمانی بود، قطعاً در زایش و رویش مقاومت مؤثر بود، شهادت ایشان حیات بیشتری به کالبد مقاومت خواهد داد و مسیر موفقیت ما و شکست دشمن خواهد بود و خون شهید ما و شهدا ضامن ملت ما خواهد بود.